تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

براي اعتراض به توهين خيلج فارس بر روي لوگوي سمت راست بالاي صفحه كليك و امضاء كنيد یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما

یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما
یا یوسف زهرا نظری هم بما بنما
اي كاش

می دانم که سر ا پا  گناهم ، وجودم ، عملم  ، همه پر از گناه  است اما یک چیز هست که هنوز امید اصلاح  شدن را در من زنده می کند  و راه رسیدن  من را به تو می دهد و نا امید  نمی کند ، مهر تو است که در دلم وجود دارد . مهری که با شیر مادر در اندرون من جای گرفته است و بیرون  نمی رود .


ای کاش می شد تا وجودم را از گناه پاک کنم !


ای کاش می شد تا دلم پاک شود و با نوای دلت  همدل شود!


ای کاش می شد این انتظار سر اید و صدای نازنینت را بار دیگر بشنوم !


ای کاش می شد صورت ماهت را ببینم !


ای کاش می شد تا دیدارت به   تاخیر نیافتد!


ای کاش می شد هرچه زودتر  جهان به زیر سیطره عدالت تو قرار گیرد !


و ای کاش تو هم انتظار ما را قبول داشته باشی و در زمره منتظران واقعی ات باشیم!


ای کاش...!

+سه شنبه دوازدهم آبان 1388 سـاعت 11:3 به قلـم: زی زی
ماه رمضان 1388
ماه مبارک رمضان بر شما مبارکباد

روزه و نمازهایتان قبول

التماس دعا

+شنبه سی و یکم مرداد 1388 سـاعت 9:35 به قلـم: زی زی
نیمه شعبان 1388
سلام آقا جان

نزدیک به سالگرد تولدت شدیم و تا چند روز دیگر سالگرد تولدت را جشن میگیریم

پس کی میایی ؟ پس کی باید جشن ظهورت را بگیریم ؟ میدانم بزرگوارم آنقدر که شما  انتظار ظهور میکشی شاید ما جزءی از آن را نکشیم و فقط حرف بزنیم و عمل در کارمان نباشد . ولی شما به نادانی ما نگاه نکن . از خدای سبحان درخواست دارم تا چشمان گناهکار ما را به جمال زیبای شما هر چه زودتر روشن و منور گرداند و گناهان ما را با زیارت چهره دلربای جنابعالی شستشوی دهد . انشالله  

راستی یادم داشت میرفتآآآآآآآ

تولد تولد تولدت مبارک

+دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 سـاعت 9:42 به قلـم: زی زی
مرد گدا

مرد گدا
مردی هر روز در بازار گدايی میکرد و مردم هم حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که يکی از طلا بود و يکی از نقره. اما مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب میکرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان میدادند و مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب میکرد. تا اينکه مرد مهربانی از راه رسيد و از اينکه مرد گدا را آنطور دست میانداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اينطوری هم پول بيشتری گيرت میآيد و هم ديگر دستت نمیاندازند. مرد پاسخ داد: حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که من از آنها احمقترم. شما نمیدانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده ام. نتیجه : اگر کاری که میکنی٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.!

+سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 سـاعت 9:41 به قلـم: زی زی
لنگ کفش بوش و گوجه احمدی نژاد
این آمریکائی که خیلیها ازش دم میزنند برخورد رئیس جمهورش را با مخالش که به او لنگ کفش زد رو دیدید چطور برخورد کرد و
برخورد رئیس جمهور ایران با مخالفش که دیروز در ژنو به سمتش گوجه پرتاب کرد رو هم دیدید
مخالف بوش با کتک و کتک کاری از او پذیرائی شد و به حبس محکوم شد
ولی احمدی نژاد همانجا از دیگران خواست تا با مخالفش که گوجه پرتاب کرد کاری نداشته باشند
این مصداق همان ضرب المثل است
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه . هر دو جان سوزند اما این کجا و آن کجا ؟

رفتار احمدی نژاد  نشانگر تمدن ایران و نوع رفتار دین اسلام است که چگونه باید با مخالفان خود برخورد کرد

و رفتار بوش نشانگر تمدن آمریکائی است که دیگران سنگش را به سینه میزنند.

قضاوت با خود شماست در قسمت نظرات

+سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 سـاعت 10:12 به قلـم: زی زی
درگذشت غم انگیز مادر مهربانم
سلام بر شما دوستان عزیز و مهربان

با کمال تاسف بعرض شما بزرگواران میرسانم متاسفانه در آخرین روز جمعه پایان سال مادر مهربانم پر کشید و به ملکوت اعلی پیوست و ما را تنها گذاشت . از شما عزیزان خواستارم تا از درگاه ایزد منان برای آن مرحومه طلب مغفرت بفرمائید

 

با تشکر

+چهارشنبه پنجم فروردین 1388 سـاعت 9:43 به قلـم: زی زی
جایگاه شهدا

هر شهید کربلایی دارد که خاک آن کربلا تشنه خون اوست ، و زمان انتظار می کشد . تا پای آن شهید بدان کربلا رسد و آنگاه خون شهید جاذبه ی خاک را خواهد شکست و ظلمت را خواهد درید و معبری از نور خواهد گشود و روحش را از آن ، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد

+سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 سـاعت 8:56 به قلـم: زی زی
به نام حضرت عشق
به نام حضرت عشق         

خدايا! افسوس كه زخم عاشقانه اي برتنم نيست كه از من باز ستاني و شقايقي را به جاي آن بنشاني.

 افسوس كه حتي يك برگ بر شاخه درخت پير حياط نمانده است تا آخرين حرف هايم را روي آن بنويسم.

خدايا! به واژه واژه نام هاي مقدست قسم، دلم نمي خواست لحظه اي از تو روي برگردانم و به چشم

هاي شيطان خيره شوم.دلم نمي خواست براي شيطان گندم درو كنم و سيب پوست بكنم. دوست

نداشتم در مه آلود گناه بنشينم و قله هاي سپيد و سر به فلك كشيده ي تقوا را ناديده بگيرم.

خدايا! شبي نيست كه خواب چشم هاي روشن تو را نبينم و همهمه بهشتيان را نشنوم، اما بگو چگونه

 لنگان لنگان به درگاه تو كه از هزاران قصر رويايي زيباتر

است، بيابيم!

خدايا! آيا نام مرا در دفتر چه مهرباني ات كنار فرشته ها و آقاقي ها مي نويسي؟؟

آيا اجازه مي دهي هر روز به نام تو پلك بگشايم وبه ياد همه فردا ها فنجاني چاي

شيرين بنوشم؟؟

خدايا! من از دريا ها ي مرده و كوه هاي كاغذي گريزانم و يك قطره از اشك عاشقان را با تمام آب هاي

زمين عوض نمي كنم. من هرگز فانوسي آويخته در

كوره راه را خاموش نكرده ام.

خدايا! اگر چه بار ها همراه شيطان در باغ هاي آتش قدم زده ام و گل گفته ام و خار شنفته ام، ولي

هيچگاه در مدح او شعري نسروده ام.

خدايا! كاش با ناز انگشت هاي خود دوباره مرا مي آفريدي، آنگاه تاجي از خورشيد بر سرم مي گذاشتي،

 جامه اي از پونه و رازيانه به من ميبخشيدي ونامت را بر ديواره هاي گرم قلبم مي نوشتي.

 

خورشيد چراغكي ز رخسار علي(ع) ست

مه نقطه ي كوچكي ز پرگار علي (ع)ست

هر كس كه فرستد به محمد (ص) صلوات

همسايه ديوار به ديوار علي (ع ) است

سه وقت دعا برآورده ميشه: وقت اذان، وقتي كه بارون مي باره، وقتي كه دلي شكسته باشه.

+پنجشنبه یکم اسفند 1387 سـاعت 9:32 به قلـم: زی زی
این چشم ها برای که تبخیر می شود ؟
سی امین دهه فجر انقلاب اسلامی بر فجر آفرینان مبارکباد

این چشم ها برای که تبخیر می شود ؟

این حلقه ها برای چه زنجیر می شود ؟

پیراهن محرم من را بیاورید

دارد زمان هیئت من دیر می شود

با روضۀ حسین نفس تازه می کنم

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

می آیم از کدورت و اشک عزای تو

سرچشمۀ طهارت تصویر می شود

من دستمال گریۀ خود را نشسته ام

چون آب هم به نام تو تطهیر می شود

اشک تو تا همیشه جوان می چکد حسین

چشم من است اینکه چنین پیر می شود

من تازه تشنه می شوم و گریه می کنم

وقتی ز گریه چشم همه سیر می شود

ایمان به دست معجزۀ غم بیاورید

پیغمبری که باعث تکفیر می شود

این قطره نیست آینۀ توست یا علی

در اشک ما حسین تو تکثیر می شود

+سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 سـاعت 7:29 به قلـم: زی زی
غزه
 با سينه زدن نمي شوي يار حسين

 

تا روز ابد به پاست پيکار حسين

 

 برخيز که چشم غزه بر غيرت توست

 

 سرباز حسين شو، عزادار حسين

+دوشنبه سی ام دی 1387 سـاعت 7:39 به قلـم: زی زی

هدیه به ساحت مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها

.:: nasima_jm@yahoo.com ::.


.. اللهم صل علي محمدوال محمد وعجل فرجهم ..

گل نرگس فداي رنگ و بويت